عبد الرضا سالار بهزادى
59
بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )
جزوى از كرمان به شمار مىرفته است . در حكومت آل بويه نيز كرمان و بلوچستان منضما در دست امراى آل بويه بودهاند . 21 در زمان سلطنت غزنويان بلوچستان و مكران از كرمان جدا بوده و در ابتداى كار سلطان محمود غزنوى اميرى كه بيهقى ازو با نام معدان ياد مىكند بر آنجا حكومت داشته است كه خراجگذارى سلطان غزنوى را پذيرفته بود . داستان منازعات بين دو پسر معدان ، عيسى و بو العسكر ، يا ابو العساكر ، بر سر حكومت مكران پس از مرگ پدر و دخالت سلطان محمود و سپس سلطان مسعود غزنوى در اين منازعات در تاريخ بيهقى آمده است . 22 پس از شكست سلطان مسعود غزنوى از سلاجقه در خراسان به سال 431 هجرى ، ملك قاورد سلجوقى در سال 433 از سوى عم خود طغرل بيك فرمان فتح كرمان و بلوچستان يافت و با مرگ ابو كاليجار ديلمى بين 440 تا 444 هجرى كرمان و بلوچستان سلجوقيان را مسلم گشت . 23 پس از سلجوقيان ملك دينار غز در سنهء پانصد و هشتاد و سه قمرى ايالت كرمان را فتح كرد ، امّا به قول وزيرى « مجال تسخير و تصرف بلوچستان نكرد . . . [ بلوچستان ] را هرناحيه و صقعى از مردم خود در آن صفحه رياست مىكردند . » 24 پس از ملك دينار ساير اميران غز نيز مجال پرداختن به بلوچستان نيافتند و بيشتر وقت و نيروى آنها صرف مبارزه و زدوخورد با امراى شبانكارهاى فارس و اتابكان سلغر فارس شد و بلاد كرمان بين لشكريان متخاصم دست به دست مىگشت . سرانجام سلطان محمد خوارزمشاه ، « ملك زوزن مؤيد الملك قوام الدين » را مأمور تسخير كرمان نمود و وى علاوه بر كرمان ، « . . . بحار ، 25 و سواحل گيج 26 و مكرانات را تا حدود هند در كنف حياطت و حوزهء حراست گرفت . . . » . 27 وزيرى نيز در همينباره مىنويسد : « . . . از زمان ارتحال طغرل شاه بن محمد شاه كه تا اين زمان تقريبا چهل و پنج سال بود 28 بلوچستان متابعت از كرمان نداشت ، و در هر قصبه از قصبات آنجا رئيسى از مردم خود حكم مىراند . . . » . 29 با هجوم مغول به ايران ، براق حاجب نامى از امراى خوارزمشاهيان كرمان را تسخير كرد ( 619 ه . ق ) و سلسلهء قراختائيان كرمان را كه تا 741 هجرى كه امير مبارز الدين محمد مظفر كرمان را تصرف نمود در كرمان امارت داشتند بنا نهاد ، چنان كه از تواريخ مختلف استنباط مىشود در زمان سلطهء قراختائيان نيز بلوچستان كمابيش در حال استقلال بسر مىبرد ، چرا كه امراى قراختائى هرگاه فرصت و موقعيتى براى توسعهء قلمرو خود داشتند بيشتر نظر به جانب غرب و شمال دوخته بودند تا شرق و بدين ترتيب امراى محلى بلوچستان را به حال خود گذارده و امراى بلوچ نيز با پرداخت خراجى گاهبهگاه و ارسال كمك نظامى و قشون براى عمليات نظامى قراختائيان در مناطق ديگر ، خود را از زحمت جنگ و ستيز با تركان قراختائى كه از حمايت خوانين مغول برخوردار بودند و به خطر انداختن استقلال حكومت خود در امان مىداشتند . 30 در 741 امير مبارز الدين محمد مظفر با تسخير كرمان به بيش از يكصد و بيست سال فرمانروائى تركان قراختائى بر كرمان پايان بخشيد و طومار آل مظفر نيز به نوبهء خود در 795 با